تبلیغات
اموزشی - دسته گلی برای مادر

دسته گلی برای مادر

پنجشنبه 11 آذر 1389 09:24 ب.ظ

نویسنده : هنگامه 73

 

مردی وارد گل فروشی شدتادسته گلی برای مادرش بخرد. مادرش در شهردیگری زندگی می کرد ومی خواست دسته گل رابا پست برای مادرش بفرستدوقتی ازگل فروشی بیرون آمددختری رادیدکه کناردری نشسته وداشت گریه می کردمردنزددختررفت وازاوپرسید دخترخوب چرا گریه می کنی ؟دخترگفت :می خواستم برای مادرم یک شاخه گلی بخرم ولی پولم کم است.مردلبخندزدوگفت:با من بیا من برای تودسته گل قشنگی می خرم تا آن رابه مادرت هدیه بدهی وقتی ازگل فروشی خارج شدن دختره درحالی که دسته گل رادردستش گرفته بودلبخندی ازخوشحالی به لب آوردمردبه دختر گفت:می خواهی تورا برسانم؟دخترگفت:نه تاقبرمادرم راهی نیست مردباشنیدن این حرف بغض گلوش گرفت مردنتوانست حرفی بزنداشک ازچشمانش سرازیرشدودسته گلی که برای مادرش خریده بودخواست با دست خودش به مادرش تقدیم کندوراه افتادتا به مادرش هدیه بدهد                                                     

جمله ی پایانی

به جای تاج گلی بزرگی که پس از مرگم برای تابوتم می آوری :شا خه ای ازآن همین امروزبه من هدیه کن


دیدگاه ها : نظرات
آخرین ویرایش: - -